گردشگری عشایری؛ دیدار از دنیای سنتی در عصر مدرن
دیدن و تجربه زندگی عشایری در دنیای مُدرن امروز برای گردشگران داخلی و خارجی جذابیتهای بسیاری دارد و آنها را برای درک این تجربه بهسوی خود فرامیخواند.
جلوههای طبیعی و انسانی موجود در محیط زندگی عشایر، این گروه را بهعنوان یکی از جاذبههای خاص و چشمگیر گردشگری مطرح کرده است. کوچ عشایر همواره یکی از زیباترین جاذبههای گردشگری ایران به شمار میرود. عشایر و نوع زندگی آنها، زبان، موسیقی، غذاهای محلی، پوشاک، ترانه، صنایع دستی، رقص و لباس های محلی بههمراه آیینهایی مانند جشنهای محلی و عروسی مواردی بوده که همیشه مشتاقان بسیاری را به سوی خود دعوت کرده است.
کوچ سنتی گلههای عشایری از ییلاق به قشلاق و بالعکس، مناظر طبیعی زیبای مسیر کوچ از جمله آبشارها، تنگهها، جنگلها و مراتع سرسبز و رودخانهها از دیگر جاذبههای گردشگری مناطق عشایری است.
عشایر در گذر قرنها زندگی دستهجمعی خود، در حفظ ساختار فرهنگی و اجتماعی قبیلهای خویش به شیوهای زیبا و باورنکردنی تلاش کردهاند و میتوان گفت که بسیارهم در این زمینه موفق بودهاند. مناطق عشایری ایران همچون میراثی هستند که اصالت بشر را در جنبههای فرهنگی و انسانی آن میتوان دید. عشایر جزیی افتخارآمیز از تمدن ایرانزمین هستند و تجربیات چند هزار ساله زندگیشان در سفر بیشک برای طرفداران سفر شگفتانگیز خواهد بود. گردشگران بسیاری در سراسر جهان هستند تمایل دارند از نزدیک سبک زندگی این مردمان زحمتکش را مشاهده کرده و چند روزی را در کنار آنان نظارهگر فعالیتهایی چون دوشیدن شیر، تهیه ماست، کرهگیری، روغنگیری، پشمچینی، قالیبافی و بسیاری کارهای دیگر باشند. هر چند در سالهای اخیر مظاهر فناوری، مقداری زندگی بکر عشایر را تحتتاثیر قرار داده است، همچنان کوچنشینان بسیاری سنتها و ارزشهای اصیل ایرانی خود را حفظ کردهاند که دیدن همین سنتها، جذابیتهای بسیاری برای گردشگران داخلی و خارجی دارد.
مهماننوازی و گرامیداشت سنتها از سوی عشایر برای بسیاری از گردشگران بهویژه گردشگران خارجی جذابیت بسیاری دارد. از سویی زندگی عشایر کشور مملو از تلاش، سختکوشی و مبارزه با ناملایمات طبیعت است که این امر در کنار زیباییهای زندگی کوچنشینی نیز برای گردشگران، بسیار دیدنی و جذاب است.
پراکندگی عشایر ایران
زیستبومهای عشایر اعم از جلگهای و کوهستانی بهدلیل ویژگیهای خاص فرهنگی اجتماعی و آدابورسوم و نیز چشماندازهای زیبای طبیعی دارای پتانسیل بسیار خوبی جهت جذب توریسم است.
عشایر ایران در مناطق مختلفی در کشور پراکنده هستند و همین پراکندگی چغرافیایی و اقلیمی باعث شده است فرهنگ، گویش، آدابورسوم، پوشش و حتی نوع کوچ (عمودی و افقی) در هر گروه کوچنشینی متفاوت باشد و از این حیث جامعه عشایری ایران نیز سیمایی متنوع و گوناگون دارد که این امر موجبات پویایی و تنوع چشمگیری در گردشگری عشایری شده است.
آنچه در این شاخه از گردشگری اهمیت بسیاری دارد، تنوع و گوناگونی فرهنگ میان عشایر است که زمینه بسیار مناسبی را برای استقبال گردشگران فراهم میکند. برای نمونه گردشگری که برای یکبار به مناطق عشایری استان بوشهر یا خوزستان سفر کرده در سفر دوم علاقهمند به تجربه و حضور در میان عشایر آذربایجان یا اردبیل یا مکانهای دیگر خواهد بود.
سختیهای زندگی در طبیعت
زندگی در دل طبیعت همانقدر که آرامشبخش و روحنواز است، با مشکلات و سختیهای بسیار همراه است. از بلایای طبیعی مانند طوفان و سیل و آتشسوزی که بگذریم مشکلات اقتصادی و آموزشی و بهداشتی بسیاری زندگی عشایر را سخت میکند.
خشکسالی خطری است که بیش از همه عشایر را تهدید میکند. از طرفی نداشتن محل مناسب برای تحصیل فرزندان و کمبود معلم که با زندگی کوچنشینی سازگار باشد هم از مشکلات دیگر زندگی عشایری است. با این همه و با وجود تمام مشکلات این نوع زندگی در کشورمان همچنان به حیات خود ادامه میدهد و سعی بر غلبه بر مشکلات دارد.
زنان و گردشگری عشایری
زنان عشایری زنان قدرتمندی هستند که بخش عمدهای از مسئولیتهای زندگی کوچنشینی بر دوش آنها است. مسئولیتهایی که هرکدام در ذهن گردشگران چون یک جاذبه از سبک خاصی از زندگی تجلی پیدا میکند. تربیت کودکان، قالیبافی، جاجیمبافی، شیردوشی، ماست زنی، کرهگیری و بسیاری فعالیتهای دیگر در ایل را زنان انجام میدهند.
گردشگری و کوچنشینان
با توجه به سبک زندگی امروز و پیشرفت صنعت و تکنولوژی زندگی در دامان طبیعت میتواند برای بسیاری از مردم جالب و دیدنی باشد. از آنجا که زندگی عشایری در بسیاری از کشورها از بین رفته، خود این موضوع کنجکاوی بسیاری از گردشگران را جلب میکند تا با این نوع زندگی آشنا شوند. موضوع دیگر اینکه عشایر ایران بههمراه افغانستان، تاجیکستان، چین، شمال غربی آفریقا و کوه های کلیمانجارو تنها عشایری هستند که کوچ عمودی (از کوه به دشت و برعکس) دارند و همین دستوپنجه نرم کردن با طبیعت متفاوت، شیوه خاصی از سبک زندگی را برایشان پدید آورده که منحصربهفرد و در نوع خود مترقی و شگفتانگیز است.
چادر زدن آنها از تکنیک خاصی تبعیت میکند. طرح قالی و حتی دار قالیشان با نوع دار قالی در جامعه روستایی فرق دارد. موسیقیشان برای خود دنیایی است و عقایدشان در هر قدمی که برمیدارند یا هر سخنی که بر زبان میرانند، نمایان است. در هنگام کوچ و در وقت اسکان و در گرمسیر و سردسیر، شیوههای ویژه برای ادامه حیات در پیش میگیرند. خواص گیاهان دارویی را به همان نسبت میشناسند که وضعیت آبوهوا را در چند روز آینده پیشبینی میکنند. آنها پشم میچینند و شیر میدوشند و جاجیم میبافند، روغن میگیرند و ماست میزنند، شاهنامه میخوانند، تفنگچی دارند، تنبیه میکنند، مهماننوازند و سنتها را گرامی میدارند، موی بز میریسند و در سیاهچادرهایشان آرامش میگیرند. زندگی عشایری دنیایی هیجانانگیز و در عین حال پرمشقت است. از آن نوع زندگیهایی که وقتی میبینیمشان، میگوییم خوش به حالشان و با اینحال بیش از چند روز را نمیتوانیم با نوع زندگی آنها سر کنیم.
شیوه زندگی عشایر در مقایسه با جوامع شهری و روستایی کمتر در معرض دگرگونیهای حاصل از تغییر و تحولات اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی قرار گرفته است از این جهت عشایر جزو میراثداران و حاملان بخشی از فرهنگ، ارزشها و سنتهای اصیل ایرانزمین هستند.
مسکن عشایر و نوع زندگی آنها، زبان و موسیقی، غذاهای محلی، صنایع دستی، رقص و لباسهای محلی بههمراه آیینهای بهجای آوردن جشنهای عروسی و محلی از مهمترین جاذبههای ایلات و عشایر است.
بارزترین مشخصه ایلات و عشایر شیوه زیست آنان است که برخلاف یکجانشینان روستایی و شهری، در کوچ و نقلوانتقال دائمی سیاهچادرها و رمههای خود هستند. عشایر کوچ رو که یکی از جاذبههای مهم گردشگری فرهنگی به شمار میآیند در همه نقاط ایران، در حوزههای غرب و جنوب غرب، شرق و جنوب شرق، شمال غرب، شمال شرق و مرکزی ایران ایلات و عشایر پراکنده شدهاند.
آنها هر ساله از مسیرهای مختلف همراه با مبارزهای خستگیناپذیر با سختیهای طبیعت، ضمن عبور از رودخانهها، درهها و پشت سر گذاشتن بلندیهای زرد کوه در مناطق معینی از دامنه زاگرس پراکنده میشوند و با چرای دامها در مراتع سرسبز به رمهداری مشغول میشوند. نحوه معیشت و زیست، الگوی سکونت و باورداشت ها، سنتها و آدابورسوم، طبیعت منحصربهفرد منطقه و سرانجام ویژگی راههای ایلی از جمله جاذبههای دیدنی شیوه زندگی عشایر است.
قابلیتهای گردشگری عشایری
۱. آدابورسوم:
عشایر دارای آیینها، جشنها، بازیهای محلی (رقص چوب)، سرودها، نغمه و آهنگ و موسیقیهای ویژه (عاشیقها)، ادبیات فولکلوریک، مراسم ویژه عشایری مانند اسبسواری و غیره هستند که همراه با اخلاق، ارزشها و باورهای ایرانی غنی نشأت گرفته از طبیعت، جاذبههای فرهنگی ایلات را در خود جای داده است. در این زمینه بهعنوان مثال میتوان به آدابورسوم ترکمنهای ایران بهخصوص در قالب اعیاد و مراسم مختلف چون ازدواج، مراسم طلب باران و همراه با آن بازیهای ترکمنی اشاره کرد.
۲. مسکن:
یکی از زیباترین جاذبهها در زندگی عشایری نوع سرپناه عشایر نقاط مختلف ایران است. محل استقرار عشایر بهدلیل نوع خاصی زندگی، شکل مساکن و چشماندازهای زیبا میتوانند مکانی برای جایگاه موقتی و برای فرار از فشارهای مختلف زندگی پیشرفته شهری باشد.
تصور همراه شدن با انسانهایی که ساده و سبک بار سفر میکنند و هرروز با طی مسیری چند فرسخی سیاهچادر خود را در این دشت و صحرا برپا میکنند، برای بسیاری از گردشگران هیجانانگیز است و آنان را علاقهمند تجربه کردن این سبک زندگی میکند؛ اقامتگاهی که با هتلهای امروزی تفاوتهای بسیاری دارد. آنچه جذابیت زندگی در چادر را برای گردشگران صدچندان کرده و در واقع بدان روح میدمد، ویژگیهای فرهنگی عشایر در مواردی چون بر پایی جشنها است و حتی زندگی بسیار ساده و ابتدایی است.
در این زمینه میتوان به سیاهچادرها و آلاچیقهای ترکمن اشاره کرد. شکل مساکن عشایری تحتتاثیر ترکیب جغرافیایی هر ناحیه، گذشته از شرایط فیزیکی و طبیعی از عواملی مانند قدمت، حوادث تاریخی، مذهبی و قومی نیز متأثر میشود که در جـذب گـردشگران بسیار موثر است.
۳. پوشاک:
نوع پوشاک عشایر مخصوصاً زنان ایل که گویای فرهنگ غنی آنهاست، نشأت گرفته از محیط طبیعی و باورهای فرهنگی و شیوه زندگی آنهاست.
مردم کوچنشین از نظر پوشاک فرهنگ بسیار جالبی دارند بهطوری که لباس آنها بهویژه لباس زنان آنان، شهرت جهانی دارد. در این زمینه چند عامل دخالت دارد: 1. مسئله قومی و فـرهنگی که بـا شکوفایی اسـتعدادها و سلیقهها همراه است. 2. وجود مواد اولیه بافت پارچه و پوشاک نظیر مو، پشم گوسفند، کرک، پنبه و ابریشم که در سـطح مناطق عشایری تولید میشود. 3. نیاز به انواع پوشاک در ارتباط بـا مـحیط و ویژگیهای قومی: مثلا برای فرار از سرما به انواع کلاه پشمی و پوششهای نمدی نیاز دارند یا زنها برای حـفظ وجاهت خود، از لباسهای بلند و روسریهای رنگین و جالب استفاده میکنند، اما شکل، دوخـت، انـدازه و انـتخاب رنگها در طوایف کوچنشین نوعی وحدت فرهنگی به آنان بخشیده که علاوه بر مرغوبیت و جاذبیت، شـهرت ویژهای نیز برای این جـوامع کوچنشین فراهم کرده است. بهعنوان مثال میتوان بـه پوشـاک ایل شاهسون اشاره کرد که ترکیبی از لباس همه سـاکنان ایران اسـت.
۴. صنایع دستی:
صنایع دستی برخاسته از نیازهای اولیه مردم کوچنشین در تطبیق با محیط جغرافیایی و فناوری سنتی حاکم بر مناطق عشایری است. جاذبههای هنری عشایر در صنایع دستی و بافندگی متبلور میشود که تاثیر گرفته از سنن، آدابورسوم و محیط طبیعی و تجلی زیبایی، طراوت و شادی زندگی عشایری است که زمینههای اصلی آن مناظر و دشتهای سرسبز است که عشایر در آنها زندگی یا در مسیرهای آن کوچ میکنند. قالیبافی، گلیمبافی، جاجیم و گبه که حاصل فکر و اندیشه و خلاقیت زنان عشایر است، علاوه بر داخل، در خارج از کشور جایگاه ویژهای دارد. در این زمینه میتوان به قابلیتهای صنایع دستی در بین ترکمنها اشاره کرد.
۵. موسیقی:
اصیلترین آوای موسیقی را میتوان در میان کوچنشینان یافت، زیرا میراث انسانهای گمنامی است که قرنها سینهبهسینه و نسل به نسل حفظ شده است و عشق، عاطفه، مردی، شجاعت و رشادت در هر لحظه آن تبلور یافته است. در این زمینه میتوان بـه مـوسیقی «چـمن» در جوامع کوچنشین ایلام اشاره کرد که در سوگ افراد اجرا مـیشود. موسیقی در زندگی کوچنشینان از تولد تا مرگ جایگاه خاصی دارد.
۶. ادبیات عامیانه:
ادبیات برخاسته از جـوامع کوچنشین خارج از جلوههای فرهنگی نخبهگرا، بازگوکننده تمامی واقعیتی است که مردم این جوامع با آن سر میکنند. آنها افسانهها و اسطورههای خاص خود را دارند، به زیبایی شاهنامه میخوانند، بر داستانهای عامیانه اشراف دارند و برای شبهای بلند همیشه داستانهایی برای سرگرمی و گذران وقت دارند که از مینا زندگی واقعی سرچشمه گرفته است.
۷. شیوه زندگی:
ویژگیهای بسیار دیگری گردشگری عشایری را متمایز میکند. تنوع غذا، شیوه غذا خوردن، پخت نان، اعتقادات و باورها، نوع ارتباط افراد ایل با یکدیگر و کارهای روزمره عشایر همچون شیردوشی، ماست زنی، کرهگیری، موسیقی، ترانه و صنایع دستی از جمله مواردی است که شیوه زیست عشایر را بازگو میکند.