تعریف عامی که تمامی جنگهای صلیبی را در بر میگیرد، مجموعه جنگهای مذهبی شکل گرفته توسط «کلیسای کاتولیک» است که حدوداً ۴۰۰ سال پیش و بین قرون یازده تا پانزدهم میلادی رخ داد. وقتی سخن از جنگهای صلیبی به میان میآید، اولین چیزی که به ذهنمان خطور میکند، جنگ بین مسیحیان و مسلمانان بر سر بیت المقدس، بهویژه اورشلیم است. با اینحال، جنگهای متعدد دیگری هم بودند که بین کاتولیکها برای در اختیارگیری قلمرو، اهداف سیاسی یا جنگ با کافران (غیر مسیحیان) و مرتدان دین رخ میداد. در این مقاله، به بررسی مسائل مربوط به جنگهای صلیبی اروپا و نحوهی ورود این جنگها به بیت المقدس خواهیم پرداخت.
پیشینه و آغاز جنگ های صلیبی
اروپای غربی در اواخر قرن یازدهم میلادی کاملا از یوغ امپراتوری روم غربی رهایی یافته و به یک قدرت نوپا تبدیل شده بود. با اینحال هنوز هم پشت سر قدرتهایی همچون امپراتوری بیزانس (۳۳۰-۱۴۵۳ میلادی)، خلافت فاطمیان (۹۰۹-۱۱۷۱ میلادی)، خلافت عباسیان (۱۵۱۷-۷۵۰ میلادی) و امپراتوری سلجوقیان (۱۰۳۷-۱۱۹۴ میلادی) قرار داشت. در سال ۱۰۹۵ میلادی، آلکسیوس یکم، فرمانروای امپراتوری بیزانس، نمایندگان خود را نزد پاپ اوربان دوم فرستاد تا از غرب برای مقابله با خطراتی که بیزانس را تهدید میکرد، درخواست نیروی کمکی کنند. در آن زمان ترکهای سلجوقی، تهدید بزرگی برای بیزانس محسوب میشدند. در نوامبر همان سال، پاپ در شورای کلرمونت فرانسه، مسیحیان را برای کمک به مردم بیزانس و باز پسگیری بیت المقدس فرا خواند. درخواست پاپ با پاسخ مثبت بسیاری بهویژه در میان نظامیان ردهپایین و شهروندان عادی همراه شد. تصمیم بر این شد که، تمامی کسانیکه به جنگ صلیبی ملحق میشدند، لباسی با علامت «صلیب» به نشانهی کلیسا بر تن کنند. اینگونه بود که اولین جنگ صلیبی به وقوع پیوست.
جنگ های صلیبی مهم
جنگهای صلیبی بسیاری طی قرون یازدهم و پانزدهم میلادی رخ دادند اما ۹ جنگ مهم و در خور توجه بودند که سعی در فتح بیت المقدس داشتند. اولین جنگ صلیبی بین سالهای ۱۰۹۶ تا ۱۰۹۹ میلادی به وقوع پیوست که در پی فراخوان و درخواست پاپ اوربان دوم برای کمک به مردم بیزانس بود. طی سه سال، جنگجویان مسیحی، بیت المقدس را فتح کرده و پیروزی خود را با غلبه بر خلافت فاطمیان، حین محاصرهی اورشلیم در سال ۱۰۹۹ میلادی، تکمیل کردند. جنگجویان مسیحی بعد از پیروزی، قلمرو بیت المقدس را بین خود تقسیم و بر آنها فرمانروایی کردند. سپس حکومتهای «پادشاهی اورشلیم»، «منطقهی شاهزادهنشین انطاکیه»، «شهر تریپولی» و «شهر اودسا (الرها)» را تشکیل دادند.
دومین جنگ صلیبی بین سالهای ۱۱۴۷ تا ۱۱۴۹ میلادی رخ داد که بهخاطر باز پسگیری شهر اودسا از دست «خاندان زنگید» بود. در سال ۱۱۴۸ میلادی، مسیحیان نتوانستند دمشق را در زمان محاصره پس بگیرند. یک سال بعد، رهبران مسیحیان، بیت المقدس را بدون کسب پیروزی ترک کردند.
سومین جنگ صلیبی بین سالهای ۱۱۸۹ تا ۱۱۹۲ میلادی بود که برای باز پسگیری اورشلیم از دستان صلاحالدین ایوبی، رهبر و سردار مسلمان خاندان ایوبیان به وقوع پیوست. این جنگ تقریبا موفقیتآمیز بود و مسیحیان توانستند طی آن، شهرهای «عکا» و «یافا» را پس بگیرند اما نتوانستند به هدف اصلی خود یعنی تسخیر اورشلیم دست یابند.
چهارمین جنگ صلیبی بین سالهای ۱۲۰۲ تا ۱۲۰۴ میلادی با دستور پاپ اینوسنت سوم برای پس گرفتن اورشلیم آغاز شد. مسیحیان در راه بازگشت از بیت المقدس، بهجای ونیز، توانستند شهر زادار را بگیرند. جنگ صلیبی چهارم هرگز به فتح اورشلیم منتهی نشد و بیشتر حول محور تصاحب تاج و تخت بیزانس میچرخید. این جنگ با محاصرهی قسطنطنیه در سال ۱۲۰۴ میلادی و شکلگیری امپراتوری لاتین پایان یافت.
پنجمین جنگ صلیبی بین سالهای ۱۲۱۷ تا ۱۲۲۱ میلادی به خواست پاپ هونوریوس سوم، جانشین پاپ اینوسنت سوم برای نبردی دوباره در اورشلیم اتفاق افتاد. این جنگ در مصر آغاز شد و تا سال ۱۲۱۹، مسیحیان شهر مهم دمیاط را گرفتند. در آن زمان، مصریان حاضر بودند تمامی شهرهای مقدس را تسلیم مسیحیان کنند؛ البته به شرط اینکه مسیحیان مصر را ترک کنند. اما آنان این شرط را با ایمان به موفقیتهای خود رد کردند ولی در نهایت نتوانستند قاهره را فتح کنند و بدون هیچ دستاوردی مجبور به ترک مصر شدند.
ششمین جنگ صلیبی بین سالهای ۱۲۲۸ تا ۱۲۲۹ میلادی بدون فتوای پاپ به وقوع پیوست. این جنگ به دستور «فردریش دوم، امپراتور مقدس روم» آغاز شد. او در آن زمان تکفیری بوده و از قوانین کلیسا پیروی نمیکرد؛ با اینحال، رهبری جنگ صلیبی پنجم به دست او بود. پس از چندین نبرد کوچک، فردریش موفق به مذاکره با سلطان مصری از طایفه ایوبیان به نام الکامل محمد بن عادل شد. طی این مذاکره، شهرهای اورشلیم، ناصره، سیدون، یافا و بیتاللحم در اختیار مسیحیان قرار گرفتند. در عوض، حکومت حرم شریف، مسجدالاقصی، قبةالصخره و قلعههای اردن در اختیار مسلمانان باقی ماند. قرار بود این مذاکره تا ۱۰ سال اعتبار داشته باشد و بعد از آن منقضی شود.
هفتمین جنگ صلیبی بین سالهای ۱۲۴۸ تا ۱۲۵۴ میلادی با از دست رفتن اورشلیم بعد از پایان اعتبار پیمان فردریش اتفاق افتاد. این جنگ با فرمان پادشاه فرانسه، لوئی نهم آغاز شد که با باز پسگیری دمیاط و شکست برای تسخیر قاهره پایان یافت. لوئی طی نبرد المنصوره دستگیر و با مبلغ هنگفتی بهعنوان باج، آزاد شد. سپس لوئی چهار سال در قلمرو مسیحیان به سر برد و قبل از بازگشت به فرانسه، از ثروتش برای بازسازی نیروهای دفاعی و نیز اتخاذ تدابیر جنگی استفاده کرد.
هشتمین جنگ مذهبی در سال ۱۲۷۰ میلادی، بار دیگر توسط لوئی نهم به وقوع پیوست. اما مسیحیان اینبار جنگ را در تونس آغاز کردند. بعد از مدت کوتاهی که مسیحیان وارد این شهر شدند، بیماری منطقه را فرا گرفت و شاه لوئی یک ماه پس از آن جان باخت. برادر شاه، چارلز آنژو با خلیفهی تونس برای ترک بدونخطر ارتشش از شهر مذاکره کرد.
نهمین جنگ صلیبی بین سالهای ۱۲۷۱ تا ۱۲۷۲ و توسط شاهزاده ادوارد انگلستان در شهر عکا آغاز شد. ادوارد نتوانست اعتماد مسیحیان را برای شرکت در جنگ جلب کند و بهخاطر شنیدن خبر بیماری پدرش، شاه هنری سوم، مجبور شد به انگلستان بازگردد.
میزان تلفات
از آنجاییکه ثبت شمار سربازان در آن زمان دقیق نبوده یا طی زمان از بین رفته، تعداد کشتهشدگان طی جنگهای صلیبی نامعلوم است. تعداد کشتهشدگان غیرنظامی کاملا نامشخص است. تخمینها حاکی از آن است که یک تا سه میلیون نفر در جنگهای صلیبی کشته شدهاند. در سال ۱۰۹۹ میلادی، طی وقوع اولین جنگ صلیبی، پس از محاصرهی اورشلیم، مسیحیان با وحشیگری تمام، به خیابانهای شهر هجوم برده و تمامی مردان، زنان و کودکان مسلمان و یهودی را به قتل رساندند. در سال ۱۱۹۱ میلادی، طی سومین جنگ صلیبی و بعد از سقوط شهر عکا، ریچاردِ شیردل دستور به قتلعام ۳۰۰۰ زندانی، از جمله زنان و کودکان داد. ریچارد که از انتظار برای پذیرش مذاکره از سوی صلاحالدین خسته شده بود، زندانیهای خود را به تپهی شهر عکا برد و آنان را در نزدیکی اردوگاه مسلمانان و در مقابل دیدگان صلاحالدین به قتل رساند. ارتش مسلمانان به مسیحیان حمله کردند اما مجبور به عقبنشینی شدند.
افول و اتمام جنگ های صلیبی
نهمین جنگ مذهبی که یکی از آخرین تلاشها برای باز پسگیری بیت المقدس بود، بهعلت عدم اتحاد، جنگ بر سر منافع مسیحیان در منطقه و نیز نبود پاپ و روحانیت در رأس جنگها بهخاطر حضور چند تن از غیر مذهبیان سکولار، در دههی ۱۲۸۰ میلادی به شکست منتهی شد. در سال ۱۲۸۱ میلادی ، سلطان مملوک، مغولها را شکست داد. سپس بر بیرون راندن مسیحیانی که در بیت المقدس بودند تمرکز کرد. در سال ۱۲۸۵ میلادی سلطان مملوک، قطعهی هوسپیتالر شهر مارگیت و قلعهی ماراکلی را تصاحب کرد. او در سال ۱۲۸۷ میلادی لاتاکیا و در سال ۱۲۸۹ میلادی شهر تریپولی را در اختیار گرفت که به حضور مسیحیان در آنجا پایان داد. مملوک در سال ۱۲۹۰ میلادی شروع به محاصره عکا کرد اما در ماه نوامبر همان سال مُرد. پسرش، الاشرف خلیل با گرفتن شهر در سال ۱۲۹۱ میلادی، به این محاصره پایان داد. عکا تنها پایگاه قدرت مسیحیان در بیت المقدس بود. در سال ۱۳۰۲ میلادی، مسیحیان آخرین پایگاه خود در بیت المقدس را زمانی از دست دادند که جزیره ارواد به دست مملوکیان افتاد. بعد از اینکه کلیسا، بیت المقدس را از دست داد، بر سازماندهی چندین جنگ صلیبی کوچک با اهداف محدود تمرکز کرد که طی آنها بتواند مسلمانان را از برخی مناطق فتحشدهی خاص بیرون کند یا به فتح سرزمینهای غیر مسیحی بپردازند. در قرن شانزدهم، هرگونه حمایت از جنگهای صلیبی از بین رفت و وقوع «اصلاحات پروتستانی» با افول حاکمیت پاپ همراه شد.
اهمیت تاریخی و میراث جنگ های صلیبی
یکی از تاثیرات مهم جنگهای صلیبی این بود که، از زمان امپراتوری روم تا وقوع اولین جنگ صلیبی، اروپای غربی با هیچگونه ارتش بزرگ و جدید، ایدههای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی روبهرو نشده بود که همین موضوع، افقهای دید مردم غرب اروپا را گستردهتر کرد. این آگاهی و تاثیر مثبت در گرو ارتباط طولانی آنان با امپراتوری بیزانس، امپراتوری مغولها و چندین امپراتوری مختلف مسلمان در آفریقای شمالی، خاورمیانه و آسیای مرکزی است. بنابراین، جنگهای صلیبی یکی از عوامل کلیدی و الهامبخش وقوع رنسانس، کشف دنیایی جدید و پیدایش نظام استعمارگری بود. مسیحیانی که در جنگهای صلیبی حضور داشتند، به افزایش اختیارات پادشاهان و کاهش قدرت پاپ در کلیسا کمک بزرگی کردند. آنان همچنین به جداییها و تفرقههایی که بین مذاهب ارتدکس شرقی و کلیساهای کاتولیک افتاده بود نیز پایان دادند. آخرین نکتهای که باید به آن اشاره کنیم، این است که، جنگهای صلیبی موجب تیره شدن روابط مسیحیان و مسلمانان شد؛ این تیرگی بهقدری شدید و گسترده بود که تا قرنها پا بر جا ماند. حتی امروز هم نشانههایی از آن را میتوان مشاهده کرد.