تاریخچه
مردم کردتبار منطقه خراسان بنا به منابع تاریخی نوادگان کردهایی هستند که در زمان شاه عباس از منطقه باختری دریاچه ارومیه برای نگاهداری از مرزهای ایران به این نواحی کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خانهای کرمانجی و بکار بردن آنان در مقابله با حملات بیامان ازبکان، مغول و ترکمن به خراسان بزرگ کوچاند. کردها قبل از زمان صفویه نیز در خراسان سکنی داشتهاند. خاطرات دعبل خزائی در راه عبور و رسیدن به مرو و برخورد او با کردیهای علوی، خاطرات تیمور در کتاب منم تیمور جهانگشا، که در مسیر قوچان به گروهی برمیخورد؛ که میگویند: ما کرد هستیم و همزمان با دوره تیمور، کلاویخو نیز در سفرنامه خود اشاره به وجود کردها در خراسان میکند، دلیل بر وجود کردها پیش از زمان صفویه در خراسان است.
طوايف كرد خراسان كه از ايلات كرد ساكن در خاک عثمانی موسوم به چمشگزک بودند، چون مذهب شيعی داشتند در زمان صفويه به داخل ايران آمده، سپس به خراسان كوچ داده شدهاند و در اواخر دورهی صفويه به كرد زعفرانلو معروف شدهاند. اين ايل بزرگ از ۳۲ شاخه تشكيل شده كه به هر شاخه «ايل» میگویند و در شهرهای اسفراين، بجنورد، درگز، شيروان، قوچان و نيشابور پراکندهاند.
ايل شادلو نيز، از ايلات كرد خراسان اند كه آنها نيز از قفقاز به آذربايجان، سپس به خراسان كوچ داده شده و در شمال غربی آن مستقر شدهاند.
لفظ كرمانج در شمال خراسان؛ هم به چادرنشینان كرمانج زبان، و در مفهوم عامتر به كردهايی كه گويش كرمانجی دارند اطلاق میشود و هرگاه سخن از كرمانج است كردنژادان كرمانج زبان مدنظر است.
جغرافیا
اقوام کرد خراسان شامل حدود ۲۲ ایل یا طایفه مهم کردی هستند. شهرهای قوچان، شیروان، بجنورد، درگز، اسفراین، چناران، آشخانه و فاروج دارای اکثریت اقوام کرد و شهرهای مشهد، نیشابور و سبزوار دارای اقلیت کرد هستند و بیشترین جمعیت کردنشین در شهرهای قوچان، شیروان، بجنورد و اسفراین است.
عشایر شمال خراسان، زندگی را با گلها و گونها و شقایقها تقسیم کردهاند و پای بر جای پای نیاکان نهادهاند و دور از غبار زمان، از ییلاق تا قشلاق فراز و نشیب کوهها و درهها را تا پهن دشت مزارع پیمودهاند. کوچ برای آنها بهترین تفریح و بهار شادترین ایام سال است. نام بسیاری از کوههای خراسان برگرفته از آنهاست و دشتها با سیاه چادرهای آنان سپید بخت میشوند. کوچ حدیث همیشه زندگی آنهاست. از قوچان تا مراوه تپه را هر سال به عشق پاسداشت چراغ پر فروغ اجاق خانواده با پای پیاده میپیمایند .
اینان شیعه مذهب هستند. حدودا ۲۲ قبیله مهم و ۱۲۲ گروه از این قومیت در خراسان ساکناند. کردهای خراسان از شاخه کرمانجها هستند و به زبان کرمانجی سخن میگویند. یکی از عمده ویژگیهای قوم کرمانج خراسان شمالی که افراد این قوم را از دیگر اقوام ممتاز میکرده، پوشش مردان و زنان این قوم بوده است که اکنون تنها بهعنوان زینت به کار برده میرود. در زمان حال پوشش اصیل کرمانجی در میان زنان عشایر، آن هم زنان مسنتر، دیده میشود و گاه نیز اهالی خطه خراسان شمالی در مجالس جشن و شادی اقدام به پوشیدن لباسهای کرمانجی میکنند.
مهمترین ایلات کرمانج در خراسان:
- ایل مراد خان (مشهور به حسینزاده)، بزرگترین ایل در شیروان.
- ایل عمارلو در نیشابور.
- ایل مژدکانلو در نیشابور.
- ایل زعفرانلو در نیشابور، قوچان، درگز و مشهد.
- ایل ملکشاهی و ایل شوهان در کاشمر.
- ایل زنگنه در خراسان شمالی.
- قوچان: طوایف زعفرانلو، برانلو، ارامانلو، سعدانلو، کیوانلو، عمارلو، شادلو، بچاوند، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند. شیخ امیرانلو، سووانلو، پیچپرانلو، شاملو، بهادرانلو. توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رودکانلو، زیدانلو.
- بجنورد: ایل کرد افشار و دوانلو در مزوج و بجنورد.
- رادکان: کاوانلو.
- اردلان: شارلو، گوشانلو، ترسانلو، بادللو.
صنایع دستی
از مهمترین صنایع دستی عشایر خراسان میتوان به قالیبافی، جاجیم بافی، پلاس بافی، چاروق، سیاه چادر، کردی دوزی، دور نین (dur (nin که سفره بافته شده با پشم شتر است، اشاره کرد.
رنگرزی سنتی: هنر دست زنان کرمانج
رنگرزی یکی از هنرهای زنان کرمانج عشایر این استان است، بهطوری که زنان عشایر برای تهیه رنگ گلیمهای خود از گیاهان صحرایی و موادی استفاده میکنند که در رنگرزی محلی بکار میرود و بر این باورند که این رنگها بادوامتر از رنگهای بازاری صنعتی است. صنایع دستی زنان ایل همانند دیگر عشایر ایران از جایگاه ویژهای برخوردار است و چون دامپروری و پرورش دام یکی از محورهای اصلی زندگی آنهاست.
رنگرزی گیاهی در بین زنان عشایر کرمانج رواج فراوان دارد، بنابراین طراوت و شفافیت رنگ و تنوع غنای رنگآمیزی دستبافتههای این استان بیش از هر عامل دیگری در شهرت آن موثر است. توانایی زنان عشایر کرمانج در احساس رنگها و رنگآمیزی گاه چنان باورنکردنی است که به اعجاز میماند؛ هم از نظر فراوانی رنگ و ریزهکاریهای رنگآمیزی و هم از لحاظ پختگی و گیرایی و چشمنوازی و در نهایت از نظر هماهنگی پرجاذبه و افسونکنندهای که جریان وقفهناپذیر رنگها را پدیدار میکند.
سفره کردی
سفره کردی یک هنر خاص از بافتههای منحصربهفرد زنان کرمانج عشایر خراسان شمالی است و بهعنوان هنری وصفناپذیر است که نمادهای مذهبی و احساسی عشایر را نسبت به طبیعت در خود جای داده و نقشهای آن نشانگر عظمت فرهنگ و اعتقادات و آداب و رسوم قوم کرد است. نمادها در سفره کردی همگی بیانگر شکر به درگاه خدا و نعمات الهی و احترام به طبیعت است، با توجه به ذهنی بودن بافت، نقوش و رنگها میتواند حاکی از روحیه بافنده در زمان بافت باشد. نقشهای بافتهشده بر این سفرهها بیشتر حیوان و انسان است و نیز نقش انگشتها در سفره، نماد دستهای بلند شده به درگاه خداوند جهت طلب رزق و روزی است و نقشهای حوض و لاکپشت نیز نماد بارش باران و برکت هستند. نگاره و نقوش سفره کردی در واقع نقشهای کهنی هستند که در نوع خود بینظیر هستند. نمادها در سفره کردی بیشتر نماد نوع زندگی و معیشت و سیستم اجتماعی و فرهنگی کرمانجهای این دیار را در خود جای داده است.
آداب و رسوم
عروسی
عروسی کردهای خراسان امروز فراتر از عروسیهای رایج است و عملا به جشن بزرگ و همایش فرهنگی در منطقه تبدیل شده است. حضور جمعیت از شهرهای مختلف، هنرنمایی هنرمندان گوناگون، تجلیل از سرآمدان موسیقی و فرهنگ منطقه در برخی عروسیها، حضور زنان با لباس زیبا و رنگارنگ محلی، شعر خوانی شاعران محلی و توجه ویژه به استفاده از نمادهای بومی_محلی در تزیین جایگاه و محیط عروسی و بهرهگیری از سنتهای نیک شه واش (شادباش) و دیگر آیینهای عروسی سبب شده است که هر عروسی به یک جنگ بزرگ فرهنگی و هنری منطقه تبدیل شود.
در قدیم عروسیهای کردی سه شبانهروز و بنا به برخی نظرها و نوشتهها از جمله کتاب ارزشمند «رامشگران شمال خراسان» هفت شبانهروز به طول میانجامید، اما حال بهعلت تغییر شرایط زندگی بیشتر عروسیهای کردی در یک شبانهروز برگزار میشوند.
نوروز
آنها در گویش محلی خود که نوعی لهجه و گویش از زبان کردی است، به روز اول فروردین نَوروز میگویند. اجرای جشن ملی و باستانی نوروز اهمیت بسیاری برایشان دارد. در گذشته با اعلام و آغاز سال نو اعضای خانواده با یکدیگر روبوسی میکردند و حتی در برخی از خانوادهها یکی از اعضا در دبه روغن یا کیسه آرد را به نشانه شکرگذاری از خداوند منان بوس میکرد و سپس به رسم شادی و خوشی دهان خود را با آبنبات یا قند شیرین میکردند.
بعد از تحویل سال نو یکی از پسران طایفه به بیرون از خانه رفته و بهعنوان اولین کسی است که در سال نو وارد بر محیط خانواده میشود، او در حالی که بره سفید یا قرمز رنگی در بغل دارد وارد خانه میشد و بنا بر باور عشایر این امر جایگاه مهمی دارد، چراکه قدم فرد را سبک دانسته و معتقدند که امور به خیر و خوشی خواهد گذشت.
پوشیدن لباس نو و بهخصوص با رنگ قرمز که نماد شادی و خوشی است و دید و بازدید از همسایهها از دیگر روسمی بود که توسط عشایر کرمانج این استان انجام میشد. علاوه بر آن طبخ پلو در شش شب ابتدای سال و دعوت از چوپان و ساربانها در این شش شب از دیگر مواردی بوده که انجام میشده است.
عشایر خراسان شمالی در گذشته به رسم اینکه در سال نو در مکان قدیم خود باقی نمانند و کهنگی از آنها رخت بر بندد قبل از فرا رسیدن ۱۳ فروردین کوچ کرده و مکان خود را عوض میکردند.
لباس عشایر کرمانج
کردهای خراسان بهرغم دور بودن از کردستان توانستهاند فرهنگ نیاکان خود را به زیبایی بر دوش بکشند. پوشش زن کرمانج خراسان شاخصههای منحصربهفردی دارد که نوع پارچه، زینتها، نامها و پردازش رنگ از جمله این ویژگیها است. لباس زن کرمانج خراسان شمالی ترکیبی از گراس (goras)، شیلوار، کله (kolle) و نظامی است. بالاتنه که در اصطلاح کرمانجی «گراس» نامیده میشود و دامن که در اصطلاح کردی «پارچه» و «شیلوار» نامیده میشود، دو قسمت اصلی لباس کرمانجی هستند. بالاتنه لباس، «گراس» نامیده میشود که پیراهنی ساده است و یقه خاصی ندارد. «کله» پوششی است از جنس پارچه مخمل که روی گراس پوشیده میشود. برای کله از پارچه مخمل با رنگهای تند و گرم مثل قرمز و سبز و بنفش استفاده میشود. رنگ قرمز یکی از رنگهای موردعلاقه این طایفه است که به عقاید آنها نمادی از شادی و خوشبختی است و این رنگ در لباسهای آنها کاربرد فراوانی دارد. این لباس با سکههای تزیینی که در اصطلاح کرمانجی «دراو» نامیده میشود، با تعبیه حلقه روی سکه، تزیین میشود. سکههای متعدد روی کله، هنگام راه رفتن، صدایی موزون تولید میکند. به حاشیه یقه، جیبها و سر آستینهای کله، نوارهایی زیگزاگ با رنگهای تند، دوخته میشود. زن کرمانج برای پوشش سر از (پشمی) که امروز به روسری موسوم است و شالی مخصوص استفاده میکند، این سرپوشها حتی روی چهره زن بهجز چشمان را میپوشاند.
گار گوشواره بلندی است در دو طرف عرقچین، روی سر قرار گرفته و روی آنها یاشار و سربند استفاده میشود.
کومخ (کفش) یکی دیگر از این تکهها است که شکل ظاهری شبیه نعلین نوک برگشته و دارای گلدوزیهایی با نخ ابریشمی و یاشار، روسری زردی بزرگ و بلند از جنس حریر است.
سربند برای محکم نگه داشتن روسری استفاده میشود و گراس، پیراهن چینداری است که بر تن میکنند.
جوراب سفید و بلند تکه هشتم پوشش این افراد است.
علت تغییر لباس و رقص کردهای خراسان بعد از کوچ تاریخی
تغییر و تحول لباس بهعلت شرایط اقلیمی و نوع خاص زندگی کردها یعنی چادرنشینی و سردی و گرمی هوا، اشکال گوناگونی به خود گرفته و از رنگهای شاد و روشن و دلانگیز متاثر از طبیعت بوده است. رقصها نیز بهعلت عدم تحریک کافی در گذشته به ناچار تغییر یافت و تحریک آن بیشتر و بیشتر شد. فرهنگ کردهای خراسان، مثل آبی در حال حرکت و پرش و خیزش است و در طول تاریخ با بهرهگیری از مللی که با آن مواجه بوده و از مرزهای روم گرفته تا ارمنستان و گرجستان و قفقاز و آذربایجان است و خراسان و هندوستان، از زیباییهای هر ملتی بهرهگیری کرده و بر غنای خویش افزوده است. صدها آهنگ در موسیقی کرمانجی خراسان وجود دارد که هرکدام فلسفهای مخصوص به خود دارند.
موسیقی کردی خراسان
دوتار بهعنوان یکی از مهمترین آلات موسیقی سنتی در شمال خراسان است. دوتار نوازی و بخشیگری بهعنوان یکی از میراث ملی ایران زمین در یونسکو به ثبت رسیده است.
موسیقی کردی خراسان که سراسر شمال خراسان، یعنی از سرخس تا شمال گنبد کاووس (از مشرق به مغرب) و از باجگیران و درگز تا نیشابور و سبزوار (شمال به جنوب) را در برمیگیرد، از اصالت و ویژگی خاصی برخوردار است. گاهی شنونده را به اوج عرفان و معنویات و عالم ملکوتی سیر میدهد. زمانی در غم، هجران و سوزوگداز، اشک چشم شنونده را سرازیر میکند و زمانی، به اوج شادی، رقص و پایکوبی وامیدارد. این اصالت و گستردگی، از تاریخ پر فراز و نشیب و سرزمینهای پست و بلند، کوهستانها، جلگهها، کوچها و جابهجایی و برخورد با اقوام و ملل مختلف، طبیعت و آبشارها، نغمه پرندگان و…نشات گرفته است. موسیقی کردی خراسان چهار جنبه دارد: ۱- دینی، ۲- رزمی، ۳- بزمی و ۴- سوگی.
هر یک از این چهار اصل نیز به مقامها، آهنگها و شاخههای متعددی تقسیم میشود. سازهای زهی رایج در میان کردهای خراسان عبارتاند از: کمانچه، دوتار، ششتار، تنبور (که چهار سیم دارد و اکنون در بین کردهای غرب کشور، معمول است). سازهای بادی که در میان کردهای خراسان رواج داشته است و دارد عبارتاند از: ۱- کرنای، ۲- سرنا، ۳- شاخ نفیر، ۴- نی هفت بند، ۵- دوزله (قوشمه)، ۶- نای نوازان.
دهکده عشایری کرمانج
اولین دهکده عشایری گردشگری استان خراسان در شهرستان شیروان و در زمینی به مساحت ۲۰۰ هکتار ساخته شده است. عشایر کرمانج یکی از مهمترین ظرفیتهای مردمشناختی در استانهای خراسان هستند. تنوع زندگی، معیشت، فرهنگ و هنر سنتی بر این ظرفیتها افزوده است. امید است این روستای گردشگری عشایری که اولین در نوع خود محسوب میشود، بتواند مکانی برای برآوردن چنین ظرفیتهایی باشد.
این دهکده امکاناتی شامل کمپ مسافر، موزه مردمشناسی عشایری، سفرهخانه سنتی، نمایشگاه صنایعدستی عشایر، بازارچههای موقت خرید، سوئیتهای اقامتی، ایجاد پیست اسبدوانی، مرکز حفظ آثار و فرهنگ ایلی، کمپینگ گردشگری، سیاهچادر، عرضه محصولات فصلی کشاورزی را در خود دارد.