کجارو من
مجله گردشگری
اخبار
کجارو پلاس

مهاجران سوری در کیف خود چه دارند

یک‌شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۰
مطالعه 4 دقیقه
2015-09-1-ndqfmegu36hxnqlzz8qjvg
مهاجران سوری هنگام گریز از کشور جنگ‌زده‌ی خود، تنها می‌توانند تعداد محدودی از دارایی‌ها و اقلام ضروری را با خود حمل کنند. چمدان‌های بزرگ در قایق‌های کوچک که اغلب هم بیش از ظرفیت خود مسافر جابه‌جا می‌کنند، جایی ندارد، بنابراین پناهجویان با دارایی‌های اندکی سفر می‌کنند.
تبلیغات

اما اقلام ضروری که هر فرد نیاز دارد، بسیار متنوع است. و در طول مسیر بسیاری از پناهجویان وسایل خود را گم می‌کنند یا مجبورند آن‌ها را رها کنند.

کمیته‌ی بین‌المللی نجات پناهجویان در میان مهاجران سوری، از یک مادر، کودک، نوجوان، داروساز، هنرمند و خانواده‌ای ۳۱ نفره درخواست کرد تا محتویات کیف‌شان را که موفق شدند در این مسیر طاقت‌فرسا با خود حمل کنند، به خبرنگاران نشان دهند. این اقلام گوینده‌ی داستان‌های زیادی از زندگی گذشته و مسیر که پناهجویان روایت می‌کنند.

2015-09-1-hskaub3xmbv6n6ibpyz62g

هنگامی که درگیری‌ها در یرموک شدت گرفت، ابوئسا توانست به‌همراه شوهر و دختر ۱۰ ماهه‌اش، دوئا از کمپی غیررسمی برای پناهجویان فلسطینی حوالی پایتخت سوریه بگریزد. آن‌ها پس از عبور از مرز ترکیه، یک هفته را در کمپی دیگر سپری کردند و سپس سوار قایق نجات بادی شدند تا به سواحل اروپا برسند.

2015-09-1-gohyaf7ax0wot1cgt0gdpq
همه چیز مربوط به دخترم است تا از او در برابر بیماری حفاظت کند. هنگامی که به یونان رسیدیم، مردی مهربان دو شیشه غذای کودک به من داد. مردی دیگر تا دخترم را دید، به ما بیسکوئیت و آب داد.
کپی لینک

یک کودک

کپی لینک

عمران، ۶ ساله از دمشق

2015-09-1-nrm0rnkqommqpboogve30w
2015-09-1-6jq7qpucziuq_duvfkxikq

عمران کوچک که لباس آبی زیبایی به تن دارد، با خانواده‌ی ۵ نفری‌اش به آلمان می‌روند تا با دیگر اعضای خانواده‌شان زندگی کنند. از آنجایی که والدین عمران از گذر درون جنگل‌ها برای جلوگیری از دستگیر شدن، اطلاع داشتند، در کیف عمران چسب زخم و وسایل پانسمان قرار دادند تا بتوانند زخم‌‌ها و خراش‌های احتمالی را مداوا کنند.

کپی لینک

یک نوجوان

کپی لینک

اقبال، ۱۷ ساله، افغانستان

2015-09-1-eksrvcncq8rtdedrdoqm4q
2015-09-1-hull16rnjuxg7nzhatetua

اقبال بدن خسته‌اش را تنها با یک کوله‌پشتی از قایق بیرون کشید. این نوجوان پس از طی هزاران کیلومتر و عبور از میان گلوله، از استان کندوز در شمال افغانستان، به ایران آمد، سپس با پای پیاده به ترکیه رسید. اما اکنون برای ادامه‌ی مسیر برنامه‌ای ندارد.

می‌خواهم رنگ پوستم سفید و موهایم سیخ سیخی باشد، نمی‌خواهم کسی متوجه شود که من یک پناهجویم. از روزی ترس دارم که کسی مرا شناسایی کند و به پلیس گزارش دهد.
کپی لینک

یک داروساز

کپی لینک

ناشناس، ۳۴ ساله از حلب، سوریه

2015-09-1-zk7sngdljxze94x1zvfl7g
2015-09-1-d8k3pfhqf72_dy3os_6w1a

هنگامی که جنگ در سوریه شروع شد، پدر این داروساز که هشت سال برای تحصیل در آلمان زندگی کرده بود، از خاطرات آن کشورتعریف کرد. این داروساز که خواستار زندگی مشابه توام با امید و صلح بود، با خانواده‌اش به ترکیه گریخت. وی در ترکیه با یک قاچاقچی آشنا شد که او و خانواده‌اش را به اروپا ببرد. او که تنها یک کیف بر دوش داشت، با ۵۳ پناهجوی دیگر سوار قایق پارویی کوچکی شد. این گروه به‌طور معجزه‌آسایی از دریا رد شد تا به سواحل یونان رسیدند. در نزدیکی سواحل یونان، گارد ساحلی به آن‌ها نزدیک شد و فرمان توقف قایق را صادر کرد.

متوجه نشدیم که پلیس است. دوستان‌مان گفته بودند که نایستیم چراکه ما را وادار به بازگشت به ترکیه می‌کنند. زبان یونانی بلد نبودیم. متوجه نمی‌شدیم که چه می‌گویند. کودکان را در آغوش گرفتیم. با خودم فکر کردم که بگذارید به ساحل برسیم، بعد از آن هر کاری بخواهید انجام می‌دهیم.

قایق سوراخ شد و همه به داخل دریا افتادند. داروساز ۴۵ دقیقه در آب تقلا کرد تا نجات یابد.

مجبور شدم تا والدین و خواهرم را در ترکیه رها کنم. با خودم گفتم که اگر در این قایق بمیرم، حداقل با تصاویر خانواده‌ام در آغوشم مرده‌ام.
کپی لینک

یک هنرمند

کپی لینک

نور، ۲۰ ساله از سوریه

2015-09-1-zxljjl8csryedmp3r4crtq
2015-09-1-2oklso9zah2nkbxrca_klg

نور علاقه‌ی شدیدی به موسیقی و هنر دارد. او به‌مدت ۷ سال در سوریه به نواختن گیتار و نقاشی مشغول بود. با پژواک صدای رگبار و بمب در شهر، نور به فکر گریز افتاد. پیش از فرار به ترکیه، وسایلی را برداشت که برایش از همه پراهمیت‌تر بودند؛ وسایلی که عطر و بوی خانه را به خاطرش می‌آوردند.

سوریه را با دو کیف ترک کردم، اما قاچاقچیان به من گفتند که تنها می‌توانم یکی از آن‌ها را با خود ببرم. کیف دیگر حاوی تمام لباس‌هایم بود. این‌ها تنها چیزهایی هستند که دارم.
کپی لینک

یک خانواده

کپی لینک

از حلب، سوریه

2015-09-1-3opheqnrd4gvkioam8simg
2015-09-1-ie0rggzxij-8e4x4qiaodq

این خانواده همه چیز را از دست دادند. هنگامی که سوریه را ترک می‌کردند، هر یک از اعضای خانواده دو کیف با خود برداشتند. در طی مسیر به ترکیه و سپس یونان، کیف‌های‌شان یک به یک غرق شدند. ۷ زن، ۴ مرد و ۲۰ کودک تنها توانستند یک کیف را نجات دهند.

امیدوارم بمیریم. این زندگی دیگر ارزش زنده ماندن ندارد. همه درها را به روی صورت‌مان بستند، آینده‌ای نیست.

2015-09-1-1fgnmmvdaeatlnihlty1rw
تمام چیزی که دارم همین است. به ما گفتند که تنها اجازه‌ی حمل دو چیز را داریم. یک پیراهن و یک شلوار اضافی.

منبع: medium

مقاله رو دوست داشتی؟
نظرت چیه؟
داغ‌ترین مطالب روز

نظرات